جستجو

قبلی





بعدی
 
Data pager
 Page 1 of 12, items 1 to 10 of 114.
خانه ای در آسمان
خانه ای در آسمان
جناب سرهنگ جعفری که خود آزاده و نویسنده کتاب جنگ است و جهنم تکریت و اطلس نبردهای دوران دفاع مقدس را در کارنامه خود دارد رو به من می کند و می گوید آقای غفاری این ها اسناد اصلی جنگ هستند!
09:24 صبح ۱۳۹۲/۹/۱۲
خط آخر! | حسین غفاری
خط آخر! | حسین غفاری
خدا این آقای یحیی سعادت را خیر دهد. هر بار که می آید به دیدنمان، گوشه ای از خاطراتش را رو می کند. مشتی هم گریه می کند. در هر بار یک رگه از گفتارش شهید محمدرضا نوربهشت است.
09:08 صبح ۱۳۹۲/۹/۱۱
اعزام به حق قرآن
اعزام به حق قرآن
به خانه که رسیدیم برادرم رفت قرآنی آورد و گذاشت جلوی پدرم و گفت به حق این قرآن نگذار که من از اعزام بمانم
08:40 صبح ۱۳۹۲/۹/۱۱
خرده نان
خرده نان
جبهه غیر از خط مقدم و درگیری و بمب و خمپاره و گلوله چیزی به نام زندگی هم در آن جاری بود. گردانها در ایامی که حمله نبود در آموزش و تمرین زندگی می کردند. در ایامی که در پادگانها و یا اردوگاهها ساکن بودند برنامه های روزمره خود را به اجرا می گذاشتند.
16:23 عصر ۱۳۹۲/۹/۶
حفظ جزیره، حفظ آبروی اسلام است/ نباید بگذاریم غبار زمان بر روی دفاع مقدس بنشیند
حفظ جزیره، حفظ آبروی اسلام است/ نباید بگذاریم غبار زمان بر روی دفاع مقدس بنشیند
آقامهدی به احمد کاظمی گفت: پاشو بریم خط. شما فرمانده گردانتان را می‌شناسی، من هم می‌شناسم. دست آن‌ها را بگذاریم توی دست هم. ماجرا را فیصله بدهیم و آن یکی گردان را عبور دهیم.
09:33 صبح ۱۳۹۲/۹/۲
دوره فرماندهی در خط!
دوره فرماندهی در خط!
شلیک کردیم که برجک یک تانک رفت هوا. با تعجب گفت من این همه در آمریکا دوره فرماندهی عالی دیدم و درس خوانده ام، این اولین باری است که چنین چیزی می بینم.
09:20 صبح ۱۳۹۲/۹/۲
نصر 7
نصر 7
آقا مجید معاون گردان یک بار آمد و گفت بدانید که این خط به شما متکی است. چون نیرویی نیست که بیاید. هرچند ما می دانیم که نیروی عمل کننده باید برود برای استراحت اما آقای حبیب الهی پیغام فرستاده که بمانید و تپه ها را نگهدارید
08:24 صبح ۱۳۹۲/۹/۲
شاهد پرواز
شاهد پرواز
تانکهای دشمن در حال پیشروی بودند که صدای محمدعلی حبیبی بلند شد که آرپی جی می خواست. آرپی جی زن ها برایش آرپی جی آوردند و محمدعلی با شجاعت می ایستاد و به شکار تانک می پرداخ
08:10 صبح ۱۳۹۲/۹/۲
روحیه های عالی!
روحیه های عالی!
در مرحله سوم عملیات کربلای 5 که 26 یا 27 دی ماه بود که ما رفتیم و گردانها بازسازی شد و برگشتیم برای تکمیل عملیات. از سه گردان نیروی عمل کننده توانستیم یک گردان جمع کنیم و برگردیم.
12:32 عصر ۱۳۹۲/۸/۳۰
خوابهای بهشتی
خوابهای بهشتی
روزهای جنگ روزهای عجیبی بود هم برای ما و هم برای خانواده های ما. مادرم یکی از آن عجایب بود. خوابهای مادرم از آن خوابهای صادقه بود که می شد از آن اطلاعات گرفت!
12:26 عصر ۱۳۹۲/۸/۳۰
Designer: MEMET Khakifirooz, memet.co@gmail.com | hoze honari sazman tabliqat islamic, negar co., tehran.
کلیه حقوق مادی و معنوی این پایگاه اطلاع رسانی متعلق به حوزه هنری آذربایجان غربی می باشد.

تمامی حقوق این سایت متعلق به حوزه هنری استان آذبایجان غربی می باشد | نقشه سايت