جستجو

قبلی





بعدی
 
Data pager
12
 Page 1 of 2, items 1 to 10 of 11.
پاکترین های روزگار
پاکترین های روزگار
کسی نبود و با صدای بلند با شهدا حرف می زدم وچقدر میزبان خوبی بودند.دلم نمی اومد ازشون خداحافظی کنم امادیوار زمان گویی بلندتر ازآرزوهای من بود
09:39 صبح ۱۳۹۲/۹/۱۳
ای دل تو چه می‌کنی؟
ای دل تو چه می‌کنی؟
بمان ! با تو حرفي دارم . مگر همين چند سال پيش نبود كه قلبي در جماران مي تپيد آن چنان كه سِيلي از دريا دلان را به حركت در مي آورد. چقدر دل كه به زير تانك ها نرفت و چقدر دل كه در حسرت فراق آن ها نسوخت. چقدر نهال آرزوي شهادت در سينه كاشته شد تا در خط مقدم به بار بنشيند. ما را چه شده ؟
02:56 صبح ۱۳۹۲/۷/۱۰
 نذر نگاه
نذر نگاه
خدايا مرا لياقت مرثيه نيست و زمان ، زه غمگساري نيست زمان تو يكي بدان ،که اشك را بي بهانه از من نستاني !! زمین ، تو يكي بدان ، ايستادگي را به هر بهایی از من نخواهي گرفت
06:58 صبح ۱۳۹۲/۷/۹
 هراس و تواضع
هراس و تواضع
بر سركوره داغ نبرد نشسته و با دستان وضو بسته آتش از كوره خشم می گرفتند و به كومه دشمن مي افكندند آنان درنزد دشمن هراس انگيز بودند در جمع دوستان دلربا.
13:57 عصر ۱۳۹۲/۷/۸
از زبان فرزند یک شهید
از زبان فرزند یک شهید
امروز من خاطره خوان خاطرات شیرین تو از روزهای بودنت در زمین هستم.هر چند مرا جز گرمای آغوشی پر مهرو تصویری به رنگ ابرهای آسمانی به یاد نمانده است
10:48 صبح ۱۳۹۲/۶/۳
 از خاک تا افلاک
از خاک تا افلاک
جبهه براي ما و نسلهاي آينده نردباني ساخت كه مي توان دائماً آن را بر بام انسانيت تكيه داد و تا اوج رفت . بيا از پله هاي آن برايت بگويم و تو بنشين و قضاوت كن
02:41 صبح ۱۳۹۲/۵/۱۴
 یاد شهید
یاد شهید
چو يادت مي كنم ، چون نسترن هاي وحشي در ياد من مي شكفي و از عطر تو پروانه هاي باغ آرزوي شهادت يكي يكي از راه مي رسند
02:57 صبح ۱۳۹۲/۵/۷
دل نوشته| قصه دلتنگی
دل نوشته| قصه دلتنگی
اما اين دل تنگيها مال اين چند روزه نيست. مال يك عمر است. تقريباً از آن روزهايي كه آدم مي تواند خود را بشناسد و يا بگونه اي يك مرتبه به يك شهود مي رسد. نه اينكه چيزي را ببيند بلكه احساس يك خلاء به او دست مي دهد. دنبال جاي خالي چيزي مي گردد.
02:42 صبح ۱۳۹۲/۵/۴
دلنوشته| طهارت
دلنوشته| طهارت
آدم چقدر فراموشكار است ، آنقدر چيزهاي كوچكي آدم را از متن اصلي دورتر و دورتر مي سازد كه آدم مي رود در آن دوردستها خودش را گم مي كند
03:00 صبح ۱۳۹۱/۷/۱۹
دلنوشته| مناجات
دلنوشته| مناجات
حال ،مهجور از آن وادي بدنبال جرسي كه تنها بانگ آن ،زان وادي بگوش مي رسد بر خاسته ايم و خواستار وصاليم ، «گرچه وصالش نه بكوشش دهند » آنقدر كه دل تواند بكوشيم
02:59 صبح ۱۳۹۱/۷/۱۹
Designer: MEMET Khakifirooz, memet.co@gmail.com | hoze honari sazman tabliqat islamic, negar co., tehran.
کلیه حقوق مادی و معنوی این پایگاه اطلاع رسانی متعلق به حوزه هنری آذربایجان غربی می باشد.

تمامی حقوق این سایت متعلق به حوزه هنری استان آذبایجان غربی می باشد | نقشه سايت