جستجو

قبلی





بعدی
تاریخ انتشار  :  08:10 صبح ۱۳۹۲/۹/۲
تعداد بازدید  :  3422
Print
   
خاطره ای از رسول اقدمی
شاهد پرواز

تانکهای دشمن در حال پیشروی بودند که صدای محمدعلی حبیبی بلند شد که آرپی جی می خواست. آرپی جی زن ها برایش آرپی جی آوردند و محمدعلی با شجاعت می ایستاد و به شکار تانک می پرداخ

شاهد پرواز
خاطره ای از رسول اقدمی
(با اصلاحیه ای از علیرضا عصمت پرست)

 

گردان قاسم شب عملیات جزء خط شکنها نبود و ما صبح عملیات وارد معرکه عملیات کربلای 5 شدیم. ما از صبح روز 19 دی ماه 65 وارد منطقه شدیم.در واقع ما نیروهای پشتیبان خط شکنها بودیم. من بی سیم چی عزیز ابدالی بودم که فرمانده دسته ما بود. معاون دسته محمد علی حبیبی بود. ما تا کانال پرورش ماهی پیشروی کردیم و خوب جلو رفتیم. 
 

خط مقدم عملیات کربلای 5، رسول اقدمی

در یک منطقه ای دیدیم که عراقی ها زیر پیراهن های سفیدشان را بالا گرفته و می چرخانند. وقتی بچه ها نزدیک شدند تا آنها را به اسارت بگیرند؛ آنان نارنجک به طرف بچه ها پرت کردند. در واقع این یک تله بود که محرم مصطفی با تیم اش مشکل آن منطقه را حل کرد و آنان را به درک واصل کرد. در این میان یک خانم بی سیم چی عراقی ها را دیدم که بچه ها او را گرفته بودند که دوستان گفتند رهایش کنید برود. چون نه خواستیم او را بکشیم که جنازه اش بیافتد در کنار دیگر کشته ها و نه در آن وضعیت می شد او را منتقل کرد. 
 

از راست شهید محمد علی حبیبی، حجت الاسلام حبیب محمد نژاد

تانکهای دشمن در حال پیشروی بودند که صدای محمدعلی حبیبی بلند شد که آرپی جی می خواست. آرپی جی زن ها برایش آرپی جی آوردند و محمدعلی با شجاعت می ایستاد و به شکار تانک می پرداخت. یک ماشین مهمات هم آنجا بود که رفتیم بررسی کردیم دیدیم گلوله های آرپی جی 11 بود و در آن موقع به درد ما نمی خورد برای همین آن را هم منفجر کردیم. در آن هنگامه آقای کهنسال به شدت مجروح شد. محمدعلی گفت باید او را هر چه سریعتر به عقب منتقل کنیم. رفت و به راننده خشایارهایی که آنجا بود و از سربازان مشمول بودند گفت باید این مجروح را به عقب منتقل کنید. سرباز با توجه به پیشروی تانکها و در تیررس بودن قبول نمی کرد که حرص محمدعلی درآمد و از موضع تهدید برآمد که راننده سوار شد و مجروح را سوار کردیم و تا عقب خاکریزها خشایار را بدرقه کردیم. 
 

از راست فریدون  کهنسال، علیرضا عصمت پرست، حسین سلطانی

شهداد شهند که به دستور آقا مصطفی اکبری وظیفه تدارکات را به عهده داشت از راه رسید و گونی نخود و کشمش با خود آورده بود و بین بچه ها تقسیم می کرد. شهداد به همراه کامل بربری(براعتی) در تدارکات مانده بودند. شهداد به یکی از بچه ها گفت  حالا که مرا از نبرد محروم ساخته اند اقلاً در این فرصت بدست آمده که تا اینجا آمده ام به من یک سلاح بدهید که من هم در این عملیات سهمی داشته باشم. کلاش یکی از دوستان را گرفت و به بالای خاکریز رفت. و به سوی دشمن تیراندازی کرد. 
 

خط مقدم عملیات کربلای 5
شهداد(مهدی) شهند لحظاتی قبل از شهادت

همانجا برای علیرضا عصمت پرست هم نوار گلوله تیر بار آورده بود که در همان حال عکس او در قاب تصویر یکی دوستان جای گرفت. پشت سر منطقه ای آبی بود و از آن طرف گاه گلوله هایی شلیک می شد. گویا چند تن از عراقی ها هنوز آنجا مقاومت می کردند اما بخاطر آب کسی برای پاکسازی آنجا نرفته بود. شهداد آمد روی خاکریز که دیدم افتاد از سمت تیری که خورده بود گویا از همان سنگرهای پشتی تیراندازی شده و او به شهادت رسیده بود. 

آن روز به پایان رسید و بچه های گردان هنوز درگیر بودند. شب به دنبال محمد علی حبیبی بودم که سجاد برشنده جلویم ظاهر شد. گفتم محمدعلی کجاست. گفت در آن سمت مشغول است شما برو. او می دانست که من به محمدعلی علاقه ویژه ای دارم لذا شهادتش را آن شب از من پنهان کرد. محمدعلی آن شب تیر خورده و به شهادت رسیده بود. این گونه بچه ها یکی یکی شهید می شدند. من با آقا مصطفی در تماس بودم. دومین روز حضورمان در خط بود. آقا مصطفی تاکید داشتند که تا آخرین نفر در خط بمانید. در بی سیم می گفتم آقا مصطفی بچه ها یکی یکی پرواز می کنند. گفت اگر یک نفر هم آنجا باشد باید بمانید. هر یک نفر شما یک گردان نیروست. و واقعاً هم همینطور بود با توجه به نیروی کم، یک منطقه وسیعی را نگهداری کردیم و با آن وضع سنگینی که منطقه داشت سه روز در خط ماندیم. قرار بود 48 ساعت آنجا باشیم اما به علت کم بودن نیرو سه روز آنجا ماندیم و برگشتیم. اما خیلی از دوستان ما در همان چند روز آسمانی شدند که محمدعلی حبیبی یکی از آن شهیدان بود.  
  



نظر شما
نام
ایمیل
متن نظر
  ارسال

Designer: MEMET Khakifirooz, memet.co@gmail.com | hoze honari sazman tabliqat islamic, negar co., tehran.
کلیه حقوق مادی و معنوی این پایگاه اطلاع رسانی متعلق به حوزه هنری آذربایجان غربی می باشد.

تمامی حقوق این سایت متعلق به حوزه هنری استان آذبایجان غربی می باشد | نقشه سايت
>