جستجو

قبلی





بعدی
تاریخ انتشار  :  02:41 صبح ۱۳۹۲/۵/۱۴
تعداد بازدید  :  2357
Print
   
دل‌ نوشته
از خاک تا افلاک

جبهه براي ما و نسلهاي آينده نردباني ساخت كه مي توان دائماً آن را بر بام انسانيت تكيه داد و تا اوج رفت . بيا از پله هاي آن برايت بگويم و تو بنشين و قضاوت كن

از خاك تا افلاك 

گاهي مي توان از يك وسيله بسيار ساده ، يك مسأله فلسفي ساخت . مي شود با يك انديشه زندگي كرد . مي توان مفهوم يك كلمه يا يك چيز را بسط داد و با زندگي عجين كرد.

نردبان! آري نردبان از جمله آن مفاهيم است . بيشترين و اصلي ترين كاربرد نردبان ، براي بالا رفتن است . بلا رفتن را صعود هم مي شود گفت، نمي خواهم با كلمات بازي كنم ، ولي گاهي يك معني در درون آدم رشد مي كند ، بزرگ مي شودو در نهايت آن مفهوم برايت يك سمبل مي شود.

من خيلي ها را ديده ام كه با گفتن يك كلمه گريه شان مي گيرد و يا خوشحال مي شوند . چرا اينكه آن كلمه يا عبارت ، در ذهن آنها آنقدر بزرگ شده كه مي توانند يك كتاب در باره آن بنويسند و به ما بگويند چرا اين كلمه اينقدر آنها را متحول مي كند.

نردبان را برايت مثال زدم . حالا مي تواني به هر چيزي كه تو را يك قدم به جلو مي برد و تو را موفق مي گرداند، نردبان بگويي.نردبان وسيله اي است از جنس چوب يا فلز كه دو پايه اصلي دارد. و پله هايي كه در بين اين دو پايه قرار دارند.

شما مي توانيد هر پيشرفت را يك پله حساب كني . پله اول را مي تواني هر چيزي بنامي . با برخي از بزرگان كه صحبت مي كني ، پله هاي ترقي خودشان را برايت بازگو مي كنند . بعضي ها درباره پله هاي ترقي ديگران كتاب مي نويسند(پله پله تا ملاقات خدا) . برخي در شعرشان برايت پله هايي را نشان مي دهند كه مي تواني از آنها به بالا بروي به سعادت برسي. و پله هايي را نشان مي دهند كه بالا رونده نيستند و ماهيت پايين روندگي دارند و تو را از آن حذر مي دهند (صداي پاي آب ، سهراب سپهري). من نيز براي تو نردباني را نشان مي دهم كه مي تواني از آن بالا بروي .

البته زندگي امروزي برخي چيزها را براي آدم تحميل مي كند و الا نيازي به ساختن سمبل نبود. و شايد نيازي نبود كه من مثال نردبان را برايت بزنم.در هر صورت نردبان من هم جبهه بود و پله هايي داشت كه آدمي را آن بالا بالا ها مي رساند. تا جايي كه مي شد به ملاقات خدا بروي . در هر پله آن مي توانستي افق هاي جديدي را ببيني.

شايد بگويي سمبل شما امروز سوخته است ،چون جبهه اي وجود ندارد. من مي گويم : جبهه براي ما و نسلهاي آينده نردباني ساخت كه مي توان دائماً آن را بر بام انسانيت تكيه داد و تا اوج رفت . بيا از پله هاي آن برايت بگويم و تو بنشين و قضاوت كن كه آيا اين نردبان دائمي است يا خير ؟
يكي از آن پله ها نماز بود. شايد بگويي كه مگر افرادي كه به جبهه مي آمدندنماز نمي خواندند؟وتازه آنجا نماز را ياد مي گرفتند؟ من براي تو مي گويم : نماز در جبهه رشد مي كرد و به درياي نياز مي رسيد، آنگونه كه اوقات پنجگانه كم مي نمود و به نيمه هاي شب كشيده مي شد و نماز شب در آدم ظهور مي كرد و به نافله مي كشيد. و آنقدر مفاهيم نماز در تو تبلور مي يافت كه ادب بسم الله الرحمن الرحيم را در زندگي خود اثر مي دادي و براي شروع هر چيز بسم الله مي گفتي . الحمد لله ، زندگي را براي تو خوشايند مي كرد و گاهي زمزمه شعري در وجود تو گل مي كرد كه :
به جهان خرم از آنم كه جهان خرم ازوست عاشقم بر همه عالم كه همه عالم ازوست

و اين نماز براي تو پله مي شد. و تو كسي را مي يافتي كه كه بسيار به تو نزديك است و مفهوم حضور دائم را دريافت مي كردي . و همه اينها پله هايي است كه تو را بالا مي برد. و مي تواند حالا نيز بالا ببرد.

در جبهه كلمه جنگ با آن بار معنايي كه امروز در بمباران فيلم هاي جنگي و رفتار زورمندان دارد چيز مطرودي بود و براي همين واژه دفاع مقدس جايگزين جنگ بود. براي دفاع مي بايستي آمادگي پيدا كني . آمادگي رزمي ، علمي ، سياسي و . . . برنامه هاي صبحگاهي جبهه ، پله هاي ديگري بود كه تو را براي بالا رفتن ياري مي داد . هم دانش آدم را مي افزود و هم با ورزش صبحگاهي توان رزمي آدم بالا مي رفت.و سلامتي تحفه قابل اين برنامه ها بود .

تا در سير افقي از چند خط بگذري و به خط مقدم برسي، تو در سير عمودي چندين پله بالا مي رفتي و از خود خواهي فاصله مي گرفتي ، به همان اندازه هم جنبه هاي معنوي در تو تبلور مي يافت . و اينها خود را در ايثار و از خود گذشتگي در حين عملياتها و خطوط مقدم نشان مي داد. برخي چيزها آدم را چندين پله به جلو مي انداخت . برخي هم آدم را به بام ملكوت مي رساند و شهادت از آن جمله بود.

و حالا اين نردبان و اين شما . بدانيد از پله هاي اين نردبان هميشه مي توان بالا رفت و اين همه ، توصيف جهاد اصغر بود و بالاتر از اينها جهاد اكبر است . يعني بايد بتواني خود را كنترل كني . يعني تمام آنچه در وجود تو نهاده شده است.همان كاري كه در جبهه در اثر بالا رفتن از نردبان تو ياد گرفتي انجام دهي . و الآن بنگاههاي روانشناسي و روانكاوي و چندين كلاس يوگا و مديتيشن و ... مي خواهند انجام دهند و هيچكدام از آنها به ژرفاي آنچه اين نردبان جبهه با آدم مي كند ، نمي رسد. و من مي خواهم يك تابلو به سپاس مطالعه اين چند سطر به تو بدهم تا نصب العين خود قرار دهي : گر بر سر نفس خود اميري ،مردي

حسین غفاری


نظر شما
نام
ایمیل
متن نظر
  ارسال

Designer: MEMET Khakifirooz, memet.co@gmail.com | hoze honari sazman tabliqat islamic, negar co., tehran.
کلیه حقوق مادی و معنوی این پایگاه اطلاع رسانی متعلق به حوزه هنری آذربایجان غربی می باشد.

تمامی حقوق این سایت متعلق به حوزه هنری استان آذبایجان غربی می باشد | نقشه سايت
>