جستجو

قبلی





بعدی
تاریخ انتشار  :  21:48 عصر ۱۳۹۲/۵/۱۵
تعداد بازدید  :  4334
Print
   
شهید
نادر علیزاده

شهید نادر علیزاده در سال 1341 در ارومیه دیده به جهان گشود. پدر نادر محمد حسین و نام مادرش وجیهه امنیت طلب نام داشت. نادر در محله دره چایی ارومیه دوران نوجوانیش را به سر برد. دوستی او با افراد اهل مسجد و منبر تأثیر به سزایی در مسیر زندگی او گذاشت .

نادر علیزاده 


 
شهید نادر علیزاده در سال 1341 در ارومیه دیده به جهان گشود. پدر نادر محمد حسین و نام مادرش وجیهه امنیت طلب نام داشت. نادر در محله دره چایی ارومیه دوران نوجوانیش را به سر برد. دوستی او با افراد اهل مسجد و منبر تأثیر به سزایی در مسیر زندگی او گذاشت .

برنامه های منظم كوهنوردی با این افراد مؤمن و صالح همچون شهید مصطفی جهانگیرزاده ، شهید باباساعی ، شهید محمد خمسه لویی و چند تن دیگر در خودسازی و خودآگاهی او نسبت مسایل روز نقش مؤثری داشت. ایشان در سن پانزده سالگی با نام و افكار امام خمینی (ره) رهبر بزرگ انقلاب آشنا می شود.

هفته پیش محمد مشهدی  در كوه از آقای خمینی حرف زد . اولین بار بود كه اسمش را می شنیدم. گفت : ایشان از خیلی سال پیش علیه رژیم شاه مبارزه می كند. الان هم شاه به نجف تبعیدش كرده. گفت كه سخنرانی هایش علیه رژیم شاه خیلی تند است. همین هم بود كه طاقت حضورش را نداشتند . گفت كه خیلی شجاعت دارد.  

درسهای قرآن و حدیث آقای اسداللهی ، نهج البلاغه و احكام شهید بابا ساعی در ذهن و خاطر شهید نادر علیزاده می نشست و ایمان او را تقویت می كرد. 

دوران ورود نادر به مبارزات ضد رژیم شاه همزمان با قیام مردم قم بود. نادر با یاران مؤمن دیگرش در فكر ایجاد گروهی پنج نفره بود كه با رهنمود های شهید مصطفی جهانگیرزاده  این گروه تشكیل شد. همكاری در تهیه سلاح و رساندن آن ها به دست انقلابیون در شهرهای تبریز ، تهران و قم ، تكثیر و توزیع اعلامیه ها و سخنرانی های حضرت امام ، نوشتن شعار های انقلابی روی دیوارها ، پیشاهنگ بودن در راهپیمایی ها و بالاخره مقابله با عوامل رژیم شاه از جمله كارهایی بود كه نادر به همراه یاران آگاه و شجاعش در این گروه پنج نفره انجام  می داد.  

نادر در دوران پیروزی انقلاب با ساختن نارنجك های دستی ، كوكتل مولوتف  و سه راهی به انقلابیون كمك می كرد. نادر به همراه محمد خمسه لویی  از افراد فعال هنرستان كاوه آهنگر بودند. ایشان عضو كانون نگارش هم بودند كه در راه هدایت جوانان به پایه گذاری آقای اسداللهی از سال 1354 فعالیت می نمودند.  

در دوران پیروزی انقلاب نادر با آن سن و سال كم خود روی مجسمه رضا شاه نشست و طناب به گردن آن انداخت و مردم آن مجسمه را سرنگون كردند. 

همچنین شهید نادر علیزاده از سال 55 عضو گروهی موسوم به 14 بودند كه به پیشنهاد شهید دكتر چمران تشكیل گردیده بود. شهیدان  مصطفی و مقصود جهانگیرزاده و شهید ناصر علیزاده هم جزو این گروه بودند كه تأمین امنیت شهر را به عهده داشتند . بیشتر اعضای این گروه بعد از انقلاب به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در می آیند.

نادر در سال 59 با شهید مهدی امینی به خاطر پیش آمدن مشكلاتی در شركت راه سازی نوید كه مسؤولیت آن را به عهده داشت همكاری می نمود. مشكل شركت به علت رفتن نیروهای تخریب بود كه شهید نادر علیزاده با تعدادی نیرو هر روز صبح به آنجا می رفتیم . قبل از رفتن اول به باغ رضوان می رفت و به شهدا فاتحه ای می داد. ما چاشنی ها را به خانه می بردیم و یك سری المنت به آنها وصل و بعد دینامیت درست می كردیم. 

نادر در سال 58 به همراه گروه 14 در درگیری های نقده كه ضد انقلابیون و احزاب منحله دمكرات و كومله راه انداخته بودند شركت       می كند و در پاك سازی منطقه نقش فعالی را ایفا می نماید. 

شهید نادر علیزاده در تاریخ 2/1/1359 با حادثه ای مواجه می شود كه نقش بسیار تعیین كننده ای در زندگی و شهادت وی به جای می گذارد. 

این حادثه به گروگان گرفته شدن نادر و دوستانش به دست حزب دموكرات در سه راه كامیاران  -  سنندج بود. 
مأموریتی به عهده بنده گذاشته بودند. در موقع رفتن در معیت شهید نادر علیزاده و شهید رحمان حسن زاده  در منطقه كردستان بین جاده كامیاران و سنندج توسط حزب دستگیر شدیم. ما را بردند سنندج. در شب اول یك دختری وارد شد و 3 برگ كاغذ به ما داد و گفت وصیت نامه هایتان را بنویسید فردا صبح اعدام خواهید شد . به برادران گفتم اینها همه فرمالیته است و اعدام بی اعدام. جایمان یك اتاق 5/1 * 2 متر رطوبی و یك پتوی خیس بود كه برای 3 نفر داده بودند. با خود فكر می كردم كه این ها تا صبح نخواهند خوابید ولی دیدم با خیال راحت گرفتند و خوابیدند. صبح با تیمم نمازمان را خواندیم. ما را بردند بازجویی و بعد گفتند شما را می فرستیم در روستای بند ارومیه اعدام كنند. روز سوم فروردین ما را پشت وانت سیمرغ روباز سوار كردند و به طرف مهاباد حركت كردیم . در مسیر نادر علیزاده اصرار داشت كه از وانت به پایین بپرد. گفتم منطقه كاملاً در دست حزب است . اهالی تو را تحویل می دهند. می گفت نمی ترسم فقط می خواهم ضعف این ها را نشان دهم. بعد از رسیدن به مهاباد یك نفر سرگرد به نام گوهری از ما بازجویی كرد . صبح فردا سرگرد عباسی فرمانده عملیات حزب دمكرات شخصاً از ما بازجویی كرد كه پس از بازجویی عصبانی شد و به هركداممان یك سیلی زد. نادر زیر لب گفت به عوض این سیلی برایت گلوله ای خواهم زد. بعد از سه روز شكنجه یك خانمی آمد كه سرگرد عباسی ایشان را اسكورت می كرد و ما به او بی اعتنایی كردیم. قبل از آمدن این خانم سرو صدا زیاد بود و ما از مأمور زندان پرسیدیم چه خبر است ؟ گفت شما را اعدام خواهیم كرد و مردم به تماشا آمده اند . نادر گفت : 
برو كوزه ات را فوت كن     نگو كه لیلا دیوانه است !

تو دیر آمده ای . از این حرف ها خیلی شنیده ایم شما آخریش هستید. 
بالاخره بعد از سه روز ما را سوار لندرور كردند و به سردشت بردند . و بعد از مكافات زیاد ما را به زندان «دوله تو»  منتقل نمودند. در راه چندین بار به اعدام تهدید شدیم... بعد از مدتی ما آزاد شدیم .  

از آن پس شهید نادر علیزاده با نقشی زیركانه كه حتی خودی ها را هم فریب داده بود در صفوف دشمن نفوذ می كند. در این راه بهزاد دربندی را هم همپای خود می كند و در اول با بردن دارو به مقر حزب در مهاباد و بعد ها با دادن گزارش های سوخته و در چندین مورد بمب گذاری های ساختگی و هماهنگ شده اعتماد دشمن را به خود جلب می كنند . آن گونه كه در جلسات سران حزب شركت می نمودند. 

آخرین بار كه نادر به سوی مهاباد می رود ، چند تن از یاران تا سه راهی نقده بدرقه شان می كنند. ناصر ، نادر ، بهزاد و رحیم در آن بدرقه با هم بودند . رحیم خرابات خداحافظی دو برادر از هم را غیر قابل توصیف می خواند چرا اینكه احتمال یك در هزار هم برای برگشت آن دو از مقر حزب پیش بینی نمی شد. نادر می گوید : 
می روم تا با تمام وجود، خود را در خاك كردستان (مناطق كرد نشین) بكارم تا آنجا هم مانند همه جای ایران لاله زار شهامت شهیدان گردد. دست از امام مشوئید و در راه خدا بیش از پیش بكوشید. 

جریان عملیات ترور سركردگان حزب توسط نادر و بهزاد در كتاب «كوه روی شانه های درخت» نوشته خانم نرگس آبیار از انتشارات شاهد مفصل بیان شده است كه ما به اختصار آن را نقل می نماییم. 

در تاریخ 1/6/59 بهزاد و نادر وارد مقر حزب می شوند قرار بوده عملیات گسترده ای توسط حزب در منطقه انجام شود و این     جلسه ای بود كه سران حزب در آن شركت می كردند. اما به دلایلی قاسملو ، شیخ عزالدین حسینی و شیخ جلال در جلسه حاضر نمی شوند . دو شهید مدتی صبر می كنند اما دیگر وقت داشت می گذشت .لذا به داخل جلسه هجوم برده و تمام سران را به هلاكت می رسانند. بهزاد و نادر با هم قرار گذاشته بودند كه بعد از عملیات هر كدام توانستند از آنجا فرار كنند و منتظر هم نباشند . نادر آتشی در جهت حمایت از بهزاد كه هنگام پریدن از طبقه دوم ساختمان شكسته بود باز می كند تا او فرار كند . اما خود با حدود سی تن از نیروهای حزب درگیر می شود. درگیری به بیرون از مقر می رسد . یك ماشین سیمرغ  كه دوشكایی روی آن سوار شده بود از عقب نادر را درو می كند. همه روی نادر    می ریزند و تن بی جانش را به پشت ماشین می بندند و دور شهر  می چرخانند و پس از آن، از حد نفرت و كینه جنازه را به آتش می كشند و خاكسترش را به آب می دهند. در این عملیات سرگرد عباسی ، سرگرد صالحی ، سرهنگ چلپی ، سرهنگ گوهری و تعدادی دیگر از افسران سابق گارد جاویدان كشته می شوند. 

این خبر در محافل داخلی و خارجی می پیچد و افتخاری برای سپاه و شكستی بزرگ برای دشمن رقم می زند. اما به خاطر این كه مشخص نشود كه چه كسی این عملیات را انجام داده تا مشكلی برای خانواده شهید علیزاده ایجاد نشود مراسم یادبود مظلومانه ای برگزار می گردد. بهزاد دربندی نیز به مدت یكسال به توصیه سپاه به اصفهان و تهران می رود تا از چشم حزب به دور باشد . اما در بازگشت به ارومیه در جلوی خانه اش به دست افراد حزب ترور می شود و به نادر می پیوندد. 

سردار شهید باباساعی در تكریم از مقام شهید نادر علیزاده فرموده اند: 
«نادر دوران ما به حق كه علی زاده بود.» 

پی نوشت ها:
   -  محمد مشهدي از جوانان روستايي غيرتمند بود و اهل روستاي كتالان . درفعاليت هاي انقلابي نقش به سزايي داشت و اينك از اساتيد دانشگاه مي باشد.
   - آبيار، نرگس ، كوه روي شانه هاي درخت ، ص 22
   -  شهيد مصطفي جهانگيرزاده در جريان نبرد روز 22 بهمن 1357 در تهران به فيض شهادت نائل آمد.
   - پرونده كارگزيني شاهد ، ص 3
   - بنايي ، رحيم ، همان 

   

   - عباسيان، رحيم ، (رحيم خرابات)،همان 
   - پرونده كارگزيني شاهد ص 4
   -  به نقل از رحيم عباسيان





نظر شما
نام
ایمیل
متن نظر
  ارسال

Designer: MEMET Khakifirooz, memet.co@gmail.com | hoze honari sazman tabliqat islamic, negar co., tehran.
کلیه حقوق مادی و معنوی این پایگاه اطلاع رسانی متعلق به حوزه هنری آذربایجان غربی می باشد.

تمامی حقوق این سایت متعلق به حوزه هنری استان آذبایجان غربی می باشد | نقشه سايت
>