جستجو

قبلی





بعدی
تاریخ انتشار  :  08:09 صبح ۱۳۹۲/۶/۲۳
تعداد بازدید  :  3417
Print
   
شهید
رسول فرخی

دانش آموز شهید رسول فرخی مقدم سال 1344 در ارومیه به دنیا آمد . پدرش کارمند کارخانه قند پیرانشهر بود، به همین خاطر 5 سال بیشتر نداشت که خانواده به شهرستان پیرانشهر نقل مکان کردند و تا 9 سالگی رسول در آنجا ماندند و در سال 1353 دوباره به ارومیه برگشتند

زندگی نامه شهید رسول فرخی 
 

شهید رسول فرخی و شهید مقصود جهانگیرزاده

دانش آموز شهید رسول فرخی مقدم سال 1344 در ارومیه به دنیا آمد . پدرش کارمند کارخانه قند پیرانشهر بود، به همین خاطر 5 سال بیشتر نداشت که خانواده به شهرستان پیرانشهر نقل مکان کردند و تا 9 سالگی رسول در آنجا ماندند و در سال 1353 دوباره به ارومیه برگشتند . رسول بقیه دوران ابتدائی را در ارومیه گذراند و وارد مدرسه راهنمایی امیری ( شهید حبیب زاده ) شد. آثار هوش و ذکاوت رسول از نمراتش هویدا بود، با آنکه زیاد در خانه درس نمی¬خواند ولی همیشه نمراتش عالی بودند و رسول شاگرد اول بود .

دوران نوجوانی و تحصیلش در مقطع راهنمایی همزمان بود با پیروزی انقلاب .
پس از پیروزی انقلاب و آن اوایل که ضدانقلاب و گروه های مخالف و معاند خیلی فعال بودند رسول خود را موظف به حفظ انقلاب می دید و هر شب وقتی که این گروه ها شب نامه به خانه ها توزیع می کردند او بلافاصله شروع به جمع آوری شب نامه ها و بعد آتش زدن آنها می کرد، حتی با سنّ کم چند باری هم به تعقیب و گریز با آنها پرداخته بود .

پس از انقلاب و اتمام دوره راهنمایی وارد دبیرستان امام خمینی ( ره ) شد و در رشته علوم تجربی به تحصیل مشغول شد 

مسجد دادخواه شده بود پاتوق او و بچه های مذهبی و انقلابی ، بسیجیان نوجوان و جوانی بودند که در آنجا کم کم داشتند خود را آماده کاری عظیم می کردند ، آماده زمانی که باید حماسه ای بزرگ می آفریدند .

رسول و دوستش مقصود جهانگیرزاده شب ها در پایگاه مسجد نگهبانی می دادند و روزها درس می خواندند و در تهذیب نفس می کوشیدند. گرد مرحوم باوندپور، و شهید باباساعی که مربیان تربیتی و انقلابی و عقیدتی آنان بودند حلقه می زدند و جهاد نفس می کردند . قبل از انقلاب نیز با شهید مصطفی جهانگیرزاده ارتباط داشت.

سال 1359 که جنگ شروع شد رسول و دوستانش که دلشان به عشق امام می تپید بی تاب جبهه ها شدند و به ندای امام ( ره )  لبیک گفتند . رسول آنقدر تقلا کرد تا بالاخره در سال 1360 به عنوان امدادگر و راننده هلال احمر عازم جبهه شد 

عشق به رزم و جهاد در راه خدا باعث شد که بعداز بازگشت ، دوباره و این بار از طریق بسیج و سپاه ثبت نام کرده و راهی جبهه ها شود .
 

نفر سوم ایستاده از راست شهید رسول فرخی ،
 نفر سمت چپ نشسته شهید مهر علی کان محبت

تربیت و تهذیب نفس ، مجاهدت های انقلابی در دوران نوجوانی ، فعالیت در بسیج ، سازماندهی گروه کوهنوردی پایگاه و ده ها فعالیت دیگر رسول را به نوجوانی پخته و با اراده تبدیل کرده بود . به همین خاطر با وجود اینکه سن زیادی نداشت در اوایل سال 1361 مسئول دسته ای ویژه از گردان حُر لشکر 31 عاشورا شد . دسته ای که باید سخت ترین و خطیرترین مأموریت ها را برای گردان انجام می داد .

علاوه بر مسئول دسته بودن همرزمانش به اتفاق او را معلم اخلاق خود می دانستند . رسول نبوغ و اخلاص و صداقت و مهربانی را درهم آمیخته بود .

یکی از همرزمانش از استادی او در امر به معروف و نهی از منکر اینگونه روایت می کند : 
« يک بار در دسته شهيد رسول فرخي ( دسته ويژه ) يکي از بسيجي‌ها تخلفي کرده بود . وقتي که شهيد موضوع را فهميد کل نيروهاي دسته را در چادر جمع کرد . تمام افراد دسته يک‌به‌يک اين جمله را تکرار مي‌کردند که « به خون شهداء قسم مي‌خوريم که ديگر اين کار را انجام ندهيم » . با اين تدبيرشهيد فرخي فرد متخلفي را که اين کار را کرده بود نشناخت و شخص خطا کار متذکر شد و پس از آن ديگر هيچ‌کس در آن دسته آن تخلف را انجام نداد .

البته ناگفته نماند که در جبهه‌ها هيچ‌کس تخلف حرامي را مرتکب نمي‌شد و نهايت تخلف‌ها ، پاتک‌زدن به انبار کمپوت و کنسروها بود .

خانواده رسول و خصوصاً مادرش بسیار به او علاقه داشتند. 

آذر ماه سال 1361 ، وقتی عملیات والفجر مقدماتی به علت موانع زیاد دشمن به اهداف خود نرسید ، فرماندهان تصمیم گرفتند برای عملیات والفجر یک که در هر گردان ، گروهانی تشکیل دهند به نام گروهان های انصار الحسین ( ع ) تا به عنوان نیروهای خط شکن و پیشرو پیشاپیش نیروها حرکت کنند و موانع را از سر راه بردارند و رسول شد فرمانده گروهان انصار الحسین گردان حضرت مسلم ، رسول این مسئولیت خطیر را مشتاقانه و با جان و دل پذیرفت و در این عملیات زخمی شد .

رسول را به عقب برگرداندند و بستری شد . همزمان با دوران مداوا ، درس می خواند و در امتحانات شرکت می کرد . در پایگاه ثارالله و امور رزمندگان که خود بنیانگذار آن بود فعالیت می کرد و به امورات بسیجی ها و رزمندگان رسیدگی می کرد و حتی در درس ها و امتحانات به دوستانش  کمک می کرد .
 

نفرات از راست : ؟، عرب نجفی و شهیدان رسول فرخی، محمد خمسه لویی و مقصود جهانگیرزاده

خاطره هم رزم شهید از این کمک درسی برایمان جالب بود:
«معمولاً مدت زمان ماندن ما در منطقه طولاني بود و تقريباً هر بار اعزام بيش از سه ماه طول مي‌کشيد . و از آنجايي که ما دانش‌آموز بوديم ، نمي‌توانستيم در کلاس‌ درس حضور پيدا کنيم . عمليات والفجر مقدماتي نيز  بيش از سه ماه در منطقه بوديم هنگامي که برگشتيم حدود يک ماه  به امتحانات نهايي فرصت داشتيم و همه‌مان از درس‌ عقب مي‌مانديم . 

رشته بنده علوم‌انساني بود و اکثر دروس حفظي بود که پس از مطالعه سر جلسه حاضر مي شديم ولي بنده در درس زبان انگليسي ضعيف بودم . وقتي اين مسئله را با شهيد بزرگوار فرخي مطرح کردم ايشان گفتند که  مي‌توني فردا بيايي تا کمي با هم زبان کار کنيم .قرار شد فردا ساعت 8 صبح در جلوي ساختمان شهرداري اروميه همديگر را ملاقات کنيم . 

روز بعد بنده مسئله را جدّي نگرفتم و بدون اينکه کتابي با خود داشته باشم با دوچرخه به محل قرار آمدم و با تعجب ديدم که ايشان قبل از من در محل حضور دارند . به ايشان گفتم من کتابي با خودم نياورده‌ام ، شهيد بزرگوار  رسول فرخي گفتند که اشکال ندارد من با خودم کتاب آورده‌ام . همراه ايشان به کتابخانه  پارک شهرچايي رفتيم حدود دو ساعت مطالعه کرديم . از آنجايي که ايشان جزو دانش‌آموزان نخبه بودند طوري مانند يک استاد اين درس را برايم توضيح دادند که بنده با نمره خوبي قبول شدم .»

پس از بهبودی نسبی دوباره به منطقه برگشت ، در همین حال از رده¬های بالا از هر لشکر تعدادی فرمانده گروهان خواسته بودند برای دوره آموزش های نیروی دریایی سپاه و آموزش های غواصی ، جایی که سپاه می خواست پای بسیجی را به دریا بکشاند و صحنه مبارزه را گسترده تر کند . بسیاری از بچه ها از رفتن به این دوره بخاطر در پیش بودن عملیات سرباز می زدند ، ولی رسول بدلیل آینده نگری و بصیرت بالا با جان و دل پذیرفت و دوستش مهرعلی کان محبت را هم با خود همراه کرد .

با اینکه به لحاظ جسمی ضعیف بود و هنوز زخم عملیات قبل کاملاً خوب نشده بود ، چون روحی قوی داشت در این دوره جزو نفرات برگزیده بود .

مرخصی میان دوره بود و رسول و مهرعلی بجای استراحت ، به منطقه عملیاتی والفجر 4 رفتند . مرحله سوم عملیات در پیش بود.

شهید حمید باکری رسول را اینگونه توصیف کرد که : «رسول از آن مردان ایثارگری بود که در روزهای سخت و زمان هایی که کار گره می خورد به میدان می آیند» .
 

از راست علی خلیلی، شهید رسول فرخی ، مرحوم کاشی، شهید کریم طریقت و نفر نیم خیز مرحوم باوندپور

آبان 1362 قبل از شروع مرحله سوم عملیات والفجر 4 تعدادی از فرماندهان یکی از گردان های عمل کننده لشکر 31 عاشورا هنگام شناسایی منطقه به شهادت می رسند . زمان کم بود و مأموریت حساس . اینجا بود که رسول باید نقش سرنوشت ساز خود را ایفا می کرد و باری دیگر به میدان می آمد .

فرماندهان مسئله را به رسول و مهرعلی ابلاغ می کنند . رسول باید یک شبه هم گروهان را تحویل بگیرد ، هم منطقه را شناسایی کند ، هم نیروها را توجیه کند و هم آنان را تا محل هدف و درگیری بکشاند .

محل مأموریت ارتفاعات 1800 متری کانی مانگا بود و نیروهای مقابل ، نیروهای مخصوص گارد ریاست جمهوری عراق ، 12 آبان 1362 درگیری شروع می شود ، در همان لحظات اولیه مهرعلی شهید می شود . لحظات سختی است ، ارتفاع زیاد ، امکانات و نفرات دشمن زیاد و هوا سرد و درگیری طاقت فرسا ... ، با این همه گروهان رسول تعدادی از پایگاه ها را تصرف می کنند . صبح فردا رسول برمی گردد . خسته بود و چون از داخل رودخانه قزلجه هم عبور کرده بود ، بدنش خیس بود و از سرما می لرزید . تعدادی از پایگاه های دشمن هنوز سقوط نکرده بودند و تعدادی از نیروها در محاصره بودند . به رسول گفته می شود که دوباره به ارتفاعات برگردد و رسول با وجود خستگی به کمک بچه ها می شتابد .

هنگامی که رسول برای استراحت کنار تخته سنگی نشسته است ، خمپاره ای پیکر خسته و روح بی قرار شهادتش را به آرزوی دیرین خود می رساند ... و 13 آبان 1362 رسول آسمانی می شود . و پس از چند روز در 18 آبان پیکر مطهر دانش آموز و بسیجی اسوه رسول فرخی مقدم در مزار شهدای « باغ رضوان » ارومیه آرام می گیرد .


نظر شما
نام
ایمیل
متن نظر
  ارسال

لیست نظرات
 
اسد
خدا رحمتش کند شهید رسول فرخی را , ایشان دردبیرستان شریعتی سابق که در خیام بود درس می خواند و هم مدرسه بودیم .خاطرات عجیبی داشتیم که از ذکر ان فعلا معذورم. خداوند همه شهیدان را رحمت کند.ومارا از رهروان واقعی شان قرار دهد انشاالله
۱۳۹۲/۹/۲۳ ۱۰:۵۳:۰۷
replay

Designer: MEMET Khakifirooz, memet.co@gmail.com | hoze honari sazman tabliqat islamic, negar co., tehran.
کلیه حقوق مادی و معنوی این پایگاه اطلاع رسانی متعلق به حوزه هنری آذربایجان غربی می باشد.

تمامی حقوق این سایت متعلق به حوزه هنری استان آذبایجان غربی می باشد | نقشه سايت
>