50830
  ۱۳۹۱/۷/۱۹
دلنوشته| طهارت
آدم چقدر فراموشكار است ، آنقدر چيزهاي كوچكي آدم را از متن اصلي دورتر و دورتر مي سازد كه آدم مي رود در آن دوردستها خودش را گم مي كند
   


آدم چقدر فراموشكار است ، آنقدر چيزهاي كوچكي آدم را از متن اصلي دورتر و دورتر مي سازد كه آدم مي رود در آن دوردستها خودش را گم مي كند .

من از آن دسته آدمهايي هستم كه آنطرف تر از خودم نشسته ام .

هركسي كو دور ماند از اصل خويش
باز جــويد روزگــار وصــل خويـش
خانه دل آدم در هواي آزاد است .سالك بَدَوي مي آيد در و پنجره برايش درست مي كند . پنجره اش را به بهانه سردي شيشه مي اندازد . بعضي ها كه پيشرفته ترند شيشه ها را «مات» مي كنند و بعضي ها «رنگي»!

يك وقت مي بيني اين «صبغة اللهي» كه داشتي به بهانه هاي مختلف رنگهاي مختلفي به خود مي گيرد . چقدر هم از اين « زينة الحيوة الدنيا» مسروريم .

در حوالي جبهه بود كه تركشي به شيشه هاي دست ساز من خورد و شكست و كمي از عطر اصيل هواي آزاد را بوييدم . آنوقتها بود كه فهميدم اين حصارها همه دست ساز بوده است و معمار آن هم شيطان.

آدم بايد خيلي احمق باشد كه بيايد دوباره سفارش شيشه بدهد! چه بسا كه من آدمهايي را ديدم كه تازه از نوع نشكن آن سفارش مي دهند و بجاي گرمي گرفتن از « لاله ها» به سراغ «شومينه»مي روند و بعد اطمينان از گرفتن كلية درزهاي « خانة دلشان» براي ارتباط با فضاي بيرون، ماهواره مي خرند و شبها پاي صحبت «خَردجّال» مي نشينند و به آدمهاي مُخلص مي خندند و شغلشان را مسخره مي كنند.« ويلٌ لكل همزة لمزه »

نور جــان در ظلمت آبـاد بدن گـم كرده ام
آه ازين يوسف كه من در پيرهن گم كرده ام

آه ،آه كجاست دست بلند عصمت كه تمام شروري مرا غسل طهارت دهد . آه كجاست پرنده عشق كه در دل من خانه سازد .كجاست پرواز كه تمام پايبندي مرا در زمين رهايي بخشد . دمي در هواي بيكران لطف به طيران درآيم و از اين سفر سوغات جاودانگي بياورم.

الهي هب لي كمال الانقطاع اليك

©2019 HozehHonari. All Rights Reserved