68342
  ۱۳۹۲/۵/۲۷
شهید
علی اكبر كاملی
شهید علی اكبر كاملی در سال 1338 در یك خانواده متدین و مذهبی به دنیا آمد. پدرش «حسین» و مادرش مرحمت خانم كام وی را به تربت امام حسین (ع) آشنا كردند. در اثر تربیت صحیح با مجالس قرآنی و عزاداری اباعبدالله الحسین آشنا می شود.
   

علی اكبر كاملی

 

شهید علی اكبر كاملی  در سال 1338 در یك خانواده متدین و مذهبی به دنیا آمد. پدرش «حسین» و مادرش مرحمت خانم كام وی را به تربت امام حسین (ع) آشنا كردند. در اثر تربیت صحیح با مجالس قرآنی و عزاداری اباعبدالله الحسین آشنا می شود.

علی اكبر بعد از اتمام تحصیلات دوره ابتدایی تا دوم راهنمایی درس خوانده و بعد ترك تحصیل می كند و برای كار به مكانیكی می رود.

شهید در دوران انقلاب به علت حضور در جلسات سخنرانی با مظالم رژیم آشنا شده و به مبارزات مردم علیه حكومت وقت می پردازد. او در درگیری های مردم با نیروهای دولتی و به آتش كشیدن مراكز فساد نقش فعالی ایفا می كند. وی با دوستانش در یكی از برنامه های تبلیغی در زمان انقلاب كه به دهات اطراف ارومیه رفته بودند ، در هنگام بازگشت با عوامل رژیم درگیر شده و یك نفر از آنان شهید و خود علی اكبر نیز به شدت مجروح می گردد. یكی از دوستانش از آن دوران می گوید:

به منزل اكبر آقا رفتیم ، جویای حالش شدم، گفت : این زخمی شدن ها چیزی نیست این لطف پروردگار است كه ما نیز خدمت كوچكی در راه انقلاب و اسلام داشته باشیم . این قدم اول است و ما راهی دراز در پیش رو داریم

در اولین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی به كمیته انقلاب می پیوندد و بعد ها برای ادامه راه وارد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی می شود.

درگیری با اشرار منطقه اولین تجربه جنگی او در مناطق كردنشین آذربایجان غربی است و بعد از آن از سال 59 قدم به خاك جنوب می گذارد.

مسؤولین سپاه مانع از رفتن ایشان به جنوب می شدند. برای همین علی اكبر با اصرار زیاد و با عضویت بسیجی عازم جبهه می شوند.

علی اكبر بعد از چند ماه در عملیات شكست حصر آبادان از ناحیه سر و دست مجروح می گردد. پس از آن در كلیه مراحل عملیات فتح المبین شركت می كند. ارادت او به آقا مهدی باكری ارادت خاصی داشت. رحیم آقا در مورد عشق علی اكبر می گوید:

چند روزی به عملیات فتح خرمشهر مانده بود كه یك عملیاتی صورت گرفت تا مقدمه كار فراهم شود. گفتیم برویم و آقا مهدی را ببینیم . من با علی اكبر رفتیم منزل آقا مهدی . در زدیم در خود بخود باز شد. ولی كسی پشت در نبود . دیدیم یك نخی به در بسته اند. رفتیم داخل ، حال آقا مهدی خوب نبود. من به حساب شوخی كه از قبل داشتیم و با هم شرط كرده بودیم هر كس مجروح یا شهید شد جیب هایش را دیگری خالی كند. گفتم آقا مهدی شلوارت را بده تا خالی اش كنم . بعد از كمی نشستن و صحبت ، بلند شدیم آمدیم . علی اكبر آقا گفت شما چرا این جور با آقا مهدی صحبت كردید و دست بردار نبود .گفتم بابا من با آقا مهدی شوخی می كردم. علی اكبر گفت به هر حال ایشان فرمانده هستند . چرا شما این طور با ایشان صحبت كردید و ناراحت بود.

آقا مهدی همه چیز اكبر بود. روح اكبر ، سخن اكبر ، عشق اكبر بود. تمام وجود اكبر از آقا مهدی پر بود. متقابلاً آقا مهدی هم به ایشان محبت داشت. هرجا در جبهه می خواستی علی اكبر را ببینی پیش آقا مهدی پیدایش می كردی .

شهید علی اكبر كاملی روحیه ای شاد برای جذب به اسلام داشت . برای مستضعفان و درماندگان در حد توان كمك می كرد. به مسجد اهمیت خاصی قائل بود .

مسجد قدس ارومیه (لطفعلی خان) نمونه مسجدی است كه به تلاش ایشان رونق یافت و محل مقدسی شد برای مناجات رزمندگان اسلام و این مسجد با راز و نیاز بسیجیان به درگاه الهی معنویت مضاعف داشت تا جایی كه رزمندگان به هنگام اعزام به جبهه های حق علیه باطل بر دیوار های مسجد بوسه می زدند.

علی اكبر عاشق اهل بیت بود. خصوصاً برای دسته های عزاداری تلاش زیادی می نمود و جزو سردسته های هیئت عزاداری پایگاه ثارالله بود. مقدمات دیدار از خانواده شهدا هم توسط این برادر در پایگاه صورت می گرفت و این مجالس از معنویت خاصی برخوردار می شد.

شهید علی اكبر كاملی اوایل جنگ ایران و عراق به صورت بسیجی و به عنوان بی سیم چی در كنار آقا مهدی بودند و در عملیات های مختلف شركت نمودند. علاوه بر جبهه های جنوب در غرب كشور هم شاهد مبارزات ایشان بودیم. در منطقه لولان (مرز بن ایران و عراق) دشمن بعثی با عملیاتی كه كرده بود به طرف شهر اشنویه پیش روی داشت. علی اكبر با 40 تن از رزمندگان پایگاه ثارالله در منطقه حضور یافتند و این شهید بزرگوار با فرماندهی خویش توانست به مدت 10 روز با آن عده كم و امكانات اندك در مقابل دشمن بعثی مقاومت كند. نام ایشان در تاریخ دفاع مقدس به عنوان «فاتح لولان» همیشه خواهد ماند.  

علی اكبر در عملیات های دیگر هم مثل : رمضان ، مسلم بن عقیل ، محرم ، والفجر مقدماتی ، والفجر یك، دو ، چهار ، خیبر ، بدر ، فتح فاو ، كربلای دو ، كربلای چهار و پنج و دیگر عملیات ها كه مجموعاً بالغ بر 21 عملیات می شد. عاشقانه شركت نموده و بارها مجروح می گردد.

 

آخرین عملیاتی كه علی اكبر كاملی در آن عملیات به شهادت رسیدند، عملیات بیت المقدس 2 بود . وی قبل از عملیات خود را كاملاً آماده شهادت كرده بود . علی اكبر قبل از عملیات با خدای خود عهد بسته بود كه تا چهل روز به هیچ وجه مرتكب گناه نشود . در مراسم سینه زنی دیدار با خانواده شهدا با بچه ها بگونه ای دیگر رفتار می نمود و به دوستان توصیه می كرد جهت پرهیز از گناه و معصیت در همه حال به ذكر خدا مشغول باشند

شهید در طول این سال ها به اصرار دوستان كه چرا شما ازدواج نمی كنید به خواستگاری می رود. بعد از تمام صحبت ها ، شهید كاملی اظهار    می دارند : من هر موقع كه لازم باشد به جبهه خواهم رفت و طرف مقابل این شرط را نمی پذیرد. علی اكبر هم از همان جا برنامه ازدواج را به خاطر جبهه فسق می نمایند.

شهید علی اكبر كاملی موضوع شهادت شهادتش را از قبل می دانست . طی جنگ تحمیلی كه حضور فعال داشت به ندرت اتفاق افتاده بود كه ایشان وصیت بكنند. در آخرین عملیات كه بیت المقدس 2 بود. شهید عزیز وصیت كرده و تمام وسایلی كه از پشت جبهه به طور امانتی گرفته بود و در منطقه استفاده می كرد را به طور دقیق و آدرس كامل نوشته و تحویل حقیر نمودند.

قبل از عملیات علی اكبر معاون مخابرات لشگر بود. شب عملیات به عنوان بسیجی تكور به گردان ها می پیوندد، ولی علیرغم میل او یك جناح از نیرو های اسلام به وی سپرده می شود.

شهید كاملی پرچم سبزی با مضمون یا حسین مظلوم (ع) به گردن خویش بسته بود. و روز قبل آن اعلام كرده بود كه من تنها امشب را در كنار شما هستم. به عادت همیشگی خود با بچه ها عكس گرفت. لازم به یادآوری است كه شهید كاملی منبع عكس شهدا بود. یكی از سرگرمی هایش این بود كه عكس شهدا را بزرگ و كوچك می كرد و در كنار عكس حضرت امام و آقا مهدی  پروانه وار می چید.

پائین ارتفاعات عراق در كنار رودخانه قلعه چولان نیروها برای انجام مأموریت آماده می شدند. به خاطر اینكه نیرو های عراقی متوجه نشوند نماز مغرب و عشاء به صورت نشسته در آنجا خوانده شد. بعد از نماز ، علی اكبر با تمام دوستان خداحافظی كرد و حلالیت خواست و بعد مرا صدا زد و گفت : اگر من در این عملیات شهید شدم دفترچه كدها را از جیب من بردار ، نباید به دست دشمن بیافتد. این دفترچه شامل تمام فركانس ها و كد های گردان های عمل كننده بود

بعد از ساعت ها پیاده روی و صخره نوردی و انجام عملیات در     كوه های پوشیده از برف ، تركش خمپاره ای بر سجده گاه علی اكبر اصابت می كند و به شهادت می رسد.2 روز پس از عملیات كه نبود كاملی مشخص می شود . دو تیم برای پیدا كردن پیكر شهید كاملی به ارتفاعات می روند. به علت بارش برف كار تجسس با مشكل مواجه می شود ولی بالاخره پیكر شهید را یافته و به عقب منتقل می كنند. و پس از تشییع در باغ رضوان به خاك سپرده می شود.

در فرازی از وصیت نامه ای كه شهید آن را در كاست ضبط نموده است این چنین آمده است .

مهمترین عامل پیروزی در این انقلاب ، رهبری و ولایت فقیه بوده است و اگر خدای ناكرده از این امام سرپیچی كنیم ، بی گمان به عذاب الهی دچار خواهیم شد و خداوند هرگز ما را نخواهد بخشید.

سعی كنید بچه های حزب الهی را به طرف خودتان بكشید و نگذارید عده ای از مسؤولین و آقایان فرصت طلب هر كاری كه     می خواهند بكنند.

مبادا مسأله انقلاب را فراموش كنید كه همان خون شهداست و مبادا در رختخواب ذلت بمیرید كه علی اصغر روی دستان امام حسین (ع) شهید شد … خدا شاهد است هر چه در این شهر می مانم از خودم تنفرم می آید. شرمنده از خانواده شهدا هستم .


پی نوشت ها :
   -  دئيري ، رحيم ، پرونده كارگزيني شاهد
    -  همان 
   - قره جه داغي ، رحيم ، همان 
   - تيزكار ، محرم ، همان 
      (يادآور مي شود كه پايگاه ثارالله در حاشيه همين مسجد قرار دارد)
   -  تيزكار، محرم ، نشريه ياد ياران ، شماره دهم ، بهمن 1382
   - يادنامه شهيد علي اكبر كاملي ، رزمندگان پايگاه ثارالله ، ص 21 




©2019 HozehHonari. All Rights Reserved