76295
  ۱۳۹۲/۹/۱۱
به همراه دست خطی از شهید محمدرضا نور بهشت
خط آخر! | حسین غفاری
خدا این آقای یحیی سعادت را خیر دهد. هر بار که می آید به دیدنمان، گوشه ای از خاطراتش را رو می کند. مشتی هم گریه می کند. در هر بار یک رگه از گفتارش شهید محمدرضا نوربهشت است.
   

خط آخر!
حسین غفاری

خدا این آقای یحیی سعادت را خیر دهد. هر بار که می آید به دیدنمان، گوشه ای از خاطراتش را رو می کند. مشتی هم گریه می کند. در هر بار یک رگه از گفتارش شهید محمدرضا نوربهشت است. با ایشان در دوره تربیت معلم بوده. یک بار گفت شهید نور بهشت در لحظه آخر متنی را نوشته و با خون خود آن را انگشت زده. خیلی مشتاق بودم این دستخط را ببینم. امروز که روز بسیج بود دوباره یحیی آمد و کتاب کوچکی را با خود آورده بود به نام « تبارنامه خونین راهیان قدس و کربلا» که یادنامه دانشجویان شهید مرکز تربیت معلم شهید محمد منتظری بود. 

همان دستخط آنجا بود که من آن را با رایانه پرداخت نمودم. خیلی جگر می خواهد که آدم در حالی که در خون خود غوطه می خورد قلم و کاغذ بخواهد و در آن حال چیزی بنویسد. یقینا ایشان چشم در جهانی باز کرده بود که شهادت را و آثار شهادت را می دیده و این سند بسیار بزرگی است.

محمدرضا نوربهشت در سال 1338 اراک متولد شده و آنجا رشد یافته است. وی از دانشجویان تربیت معلم در رشته پرورشی بود که در 9 مرداد ماه 1361 به جبهه اعزام و در 10/7/61 به شهادت می رسد






©2019 HozehHonari. All Rights Reserved